تبليغاتX
ra'dzendegi رعد زندگي
دوباره به همه دوستان سلام عرض می کنم :

 

اول از همه می خواهم از همه شما که در این بحث شرکت کردید و منو مشتاق

 

به ادامه موضوع کردید تشکر کنم

 

اما خوب همه دوستانی که راجع به موضوع قبل جوابی نوشتند هر کدام برای خود

 

دیدگاهی دارند عده ای جواب منطقی نوشتند ٫ عده ای به شوخی گرفتند همون

 

طورکه همیشه ندانسته بزرگترین فرصت های زندگیشون رو به شوخی می گیرند

 

و عده ای اصلا اهمیت قائل نشدند

 

اما هدف من از نوشتن این موضوع صرفا ارائه یک راه کار به جهت ساختن آینده ای

 

به دلخواه و میل خود شماست که آنچه را که دست نیافتنی می دانید به دست

 

بیاورید و آن یک(( راز )) است رازی که سر نوشت همه شما را تغییر خواهد داد

 

همچنان که سر نوشت خیلی از بزرگان را تغییر داده است همچون :انشتن ٫

 

میکل آنژ ٫ نیوتن ٫ بتوون که با وجود نا شنوائی بزرگترین اثر خود را خلق کرد و

 

بزرگترین رهبر ارکست سنفونی جهان شد  و خیلی ها که با درک این راز به هر

 

آنچه که خود می خواستند رسیدند رازی که همیشه مدفون مانده رازی که دانستن

 

آن می تواند همه چیز را دگر گون کند رازی که همیشه آن را از ما مخفی کردند

 

و اما ادامه :

 

۱ـ آیا شده تا به حال یک موضوع رو تو ذهنتون مدام

 

تکرار کنید؟

 

۲ـ آیا تا به حال چیزی رو که میخواهید و بهش علاق

 

دارید آرزویش را کردید ( البته از ته دل و مدام و پشت

 

سر هم و هر روز )؟ 

 

۳ـ آیا تا به حال برای شما اتفاق افتاده که چیزی رو از

 

ته دل بخواهید و آن موضوع برای شما اتفاق بیفتد؟

 

۴ـ آیا تا به حال هدفی رو برای خود در نظر گرفتید که

 

بگوئید من حتما باید به این برسم به هر قیمتی باشد

 

و نرسیدن به آن برای شما عذاب آور باشد و شما را

     

 اذیت کند

 

البته این بار می خواهم جواب هایتان را شفاف تر بنویسید چون

 

می خواهم این راز را با شما در میان بگذارم و شما را به سر نوشتی

 

که می خواهید و متفاوت از آنچه که تا به حال می دانستید سوق دهم

 

البته اتفاقات افتاده را با ذکر یک مثال بیان کنید . 

 

(( زندگی از آن ماست و ما بهترین آن را می خواهیم ))

 

* یا حق *

+ نوشته شده توسط رعد در شنبه هفدهم آذر 1386 و ساعت 10:48 بعد از ظهر |
با سلام به همه دوستان

 

اميدوارم كه حال همه خوب و خوش باشه

 

بعد از مدتي وقفه اين بار مي خواهم از شما دوستاني كه به من

 

لطف داريد و هميشه بهم سر مي زنيد يك سوالي بپرسم :

 

و اما سئوال :

                 

۱ـ مي خواهم بدونم كه آيا شما دوستان از آينده خود

 

تصويري توي زهنتون داريد يا نه؟

 

۲ـ و اگر جواب مثبت است آيا اونو لمسش مي كنيد؟

 

۳ـ و باز اگر دوباره جواب مثبت است آيا تا به حال براش

 

اقدامي كرديد ؟

 

دوست دارم همه دوستان جواب خودشون رو برام بنويسندتا موضوع

 

رو ادامه بدم و مطمئن هستم براي همه دوستان جالب خواهد بود

 

فقط يك در خواست ديگه كه دارم اون هم اينكه از همه دوستان خود بخواهيد

 

تو اين موضوع شركت كنند و آدرس منو بهشون بدهيد خيلي خوشحال مي شم

 

اين كار بكنيد  

 

دوستتون دارم و منتظرم    

 

 

+ نوشته شده توسط رعد در یکشنبه چهارم آذر 1386 و ساعت 10:17 بعد از ظهر |
عيد سعيد فطر مبارك باد

 


با آرزوي قبولي طاعات و عبادات به همه دوستان عزيز

 

 


همه روز روزه بودن همه شب نماز كردن

 

 
                   همه ساله حج نمودن  سفر حجاز رفتن

 

 


به خدا كه در دو عالم  اثر آنقدر نبخشد 

 


                   كه به روي دردمندي  در بسته باز كردن

 


با وجود اينكه ماه رمضان به پايان رسيد اما عبادت و

 

ثواب كردن مختص اين ماه نيست بلكه هر لحظه وهر

 

ساعت و هرماه و هر سال مي توان ياد خدا بود مهم

 

آن است كه  عمر را غنيمت شماريم


 

با اينكه عيد فطر فقط يك روز است اما هر روزي كه

 

گناه نكنيم عيد است

 


پس هر روزتان عيد و عيدتان مبارك

 

 

+ نوشته شده توسط رعد در یکشنبه بیست و دوم مهر 1386 و ساعت 11:47 قبل از ظهر |
دلا خو کن به تنهائی

 

                            که از تنها بلا خیزد

 

سعادت آن کسی دارد

 

                             که از تنها بپرهیزد

 

 

 

+ نوشته شده توسط رعد در یکشنبه چهاردهم مرداد 1386 و ساعت 8:25 بعد از ظهر |
ای کاش به هر آنکه فرشته اش می خوانیم شوکت

 

و عظمت خود را محفوظ می داشت و از آنچه بر او

 

روا نیست بر خود روا نمیداشت .

 

ولی من آنچه را که نباید از یک فرشته میدیدم ،

 

دیدم و مرا در خود شکست و چونین می گویم که

 

خدایش او را بشکند مگر آنکه بر آن دلیلی منطقی

 

بیاورد که بعید است پس آنگونه که بر من روا داشت

 

بر او روا دارند

 

نوشته شده با چشمی گریان و قلبی سوزان

 

 

+ نوشته شده توسط رعد در شنبه بیست و سوم تیر 1386 و ساعت 8:55 بعد از ظهر |

 

سلام به همه دوستان

 

راستش یکی از دوستان ازم خواسته بود به وبلاگش سر بزنم و اینکه

 

وبلاگش رو به چند نفر معرفی کنم

 

ولی وقتی خودم بهش سر زدم بد جوری اشکمو در آورد و دلم نیومد

 

به شما ها هم نگم موضوع خیلی جالبیه حتما بهش سر بزنید

 

مطمعنم خوشتون می یاد

 

جوابش رو هم بهم حتما خبر بدید

 

اینم آدرس               http://sizdabedar2007.blogfa.com/ 

 

آپ جدید من هم به مناسبت روز مادر

 

 همین موضوع می باشد

 

موفق باشید دوستان

 

+ نوشته شده توسط رعد در دوشنبه هجدهم تیر 1386 و ساعت 1:31 قبل از ظهر |
 

زندگی واقعیتی است ، و مرگ شروعی دوباره و سئوال

 

این است که آیا زندگی کرده ایم و اندوخته ای داریم .

 

او رفت ،

 

   حال ما مانده ایم و تقدیر و آیا می دانیم کی و کجا

 

نوبت ماست و آیا به زندگی جدید خود فکر کرده ایم.

 

پس وقت را غنیمت شماریم چون فرصتی نیست .

 

((گروهی نمیدانند که ما ، هر آن در پیشگاه مرگیم ،

 

فرزانگان دانستند و به آرامش رسیدند))

 

 

با آرزوی زندگی شاد و زیبا برای همه دوستان .

 

+ نوشته شده توسط رعد در دوشنبه یازدهم تیر 1386 و ساعت 10:50 بعد از ظهر |
از همه دوستانی که بهم سر میزنند

 

 

 ممنونم و همتونو دوست دارم

 

+ نوشته شده توسط رعد در دوشنبه چهارم تیر 1386 و ساعت 10:10 بعد از ظهر |
مرا بازيچه خود ساخت چون موسي که دريا را


فراموشش نخواهم کرد چون دريا که موسي را


نسيم مست وقتي بوي گل مي داد حس کردم


که اين ديوانه پرپر مي کند يک روز گل ها را


خيانت قصه تلخي است، اما از که مي نالم؟


خودم پرورده بودم در حواريون يهودا را


کسي را تاب ديدار سر زلف پريشان نيست


چرا آشفته مي خواهي خدايا؟ خاطر ما را


نمي دانم چه نفريني گريبانگير مجنون است


که وحشي مي کند چشمانش آهوهاي صحرا را


چه خواهد کرد با ما عشق؟ پرسيديم و خنديدي


فقط با پاسخت پيچيده تر کردي معما را

 

+ نوشته شده توسط رعد در شنبه دوم تیر 1386 و ساعت 11:10 بعد از ظهر |
خاموشي درياست و گفتن

 

 

 

جوي آب ،

 

 

 

پس دريا را بخوان نه جوي

 

 

 

آب را .

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط رعد در جمعه یکم تیر 1386 و ساعت 9:42 بعد از ظهر |